زندگی آدما مثل یه تونل می مونه ، یه تونل دراز و تاریک. یه چراغ موشی دستمونه که چهار قدم عقب تر رو روشن میکنه ....
راهی واسه برگشتن به عقب نیست؛ فقط میشه گاهی، از سر دلتنگی از سر شونت عقب رو نگاه کنی ....
یه تونل، با یه عالمه قاب عکس رو دیوارهاش ...
هرلحظه که میگذره ، یه قاب به دیواره زندگی ما اضافه میشه ... یه عکس از ما تو شادی ، تو غم ، گاهی تنها گاهی دور هم ....
فقط یه فرصت هست که بهترین ژست رو بگیریم واسه هر عکس ، یه فرصت قد یه لحظه زندگی ، یه نفس
وقتی رد شدی از جلوی اون قاب ، دیگه نمیشه عوضش کرد دیگه نمیشه بهش دست زد ، حتی نمیشه اون قابی رو که کجه صافش کرد ...
مهم نیست چقدر تلاش کنی ، عکسی که گرفته شده رو نمیشه عوضش کرد؛
آدمای زیادی توی این عکسا میان و میرن ، گاهی وقتا یهویی جای یه نفر توی عکسات خالی میشه ، یه نفر که دیگه کنارت نیست ...
پر پروازشو پیدا کرده توی اون تونل تاریک ، بال زده و رفته تو آسمونا توی نور ، پیش خدا ، تو موندی و یه قاب عکس که یه نفر توشه که الان
نیست، یه نفر که فقط از توی عکس بهت لبخند میزنه .....
تا ته تونل رو باید بری، تا برسی به نور، اونجایی که اونایی که دیگه نبودن، دوباره هستن، هستن تا یه عکس بزرگ بگیری با همشون
هستن تا دلتنگی هاتو زمزمه کنی، هستن تا همیشه ........
مهم نیست الان کجای اون تونلی، مهم نیست چقدر راه تا تهش مونده ، حتی مهم نیست تا حالا چند تا عکسو خراب کردی ،
حتی اگه قده یه عکس فرصت مونده، اون یه عکس رو بهترین باش ......
No comments:
Post a Comment